الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

653

علل الشرايع ( فارسي )

چگونه است كه مؤمنين از غنائمى كه به دستشان رسيده نفقه اى را كه شوهر بر آن زن خرج كرده به وى مىدهند ؟ حضرت فرمودند : امام مسلمين بر شوهر زن مزبور مهريّه و نفقات خرج شده را ردّ مىكند اعم از آنكه مسلمانان غنيمتى از كفّار به دست آورده يا به دست نياورده باشند زيرا بر امام واجب است كه از آنچه در دست دارد حاجت اين مرد را ترميم و جبران كند و هنگامى كه غنائم را تقسيم مىكنند امام عليه السّلام به كسانى كه پيش از قسمت از طرفش نائب بودند از غنيمت داده و رفع نيازشان را مىنمايند و اگر بعد از آن چيزى از غنائم باقى ماند بين مؤمنين تقسيم نموده و در صورتى كه باقى نماند ديگر آنها نصيبى ندارند « 1 » حديث ( 7 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از احمد و عبد الله فرزندان محمّد بن عيسى ، از حسن بن محبوب ، از جميل ، از ابى عبيده ، وى مىگويد : از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام پرسيدم : مردى با دخترى باكره يا زنى ثيّب ازدواج مىكند سپس بر آن مرد و زن و بينشان ستر و حاجبى فاصله شده يا درب به روى آنها بسته مىشود ( مقصود آن است كه بينشان بغض و كينه واقع شده و از هم منزجر مىگردند ) در نتيجه مرد زن را طلاق مىدهد ، زن مىگويد مرد با من تماس پيدا نكرده و مرد نيز مدّعى است كه با زن نزديكى نكرده حكم چيست ؟ حضرت فرمودند : آن دو را نبايد تصديق كرد زيرا زن مدّعى است كه مدخول بها نيست تا تكليف نگه داشتن عدّه در عهده اش نيايد و مرد نيز مدّعى است با او نزديكى نكرده تا تمام مهر در ذمّه اش نيايد . حديث ( 8 ) پدرم رحمة الله عليه از احمد بن ادريس از محمّد بن احمد ، از ابراهيم بن هاشم ، از حسين بن الحسن القزوينى ، از سليمان بن جعفر بصرى ، از عبد الله بن الحسين بن زيد بن على بن ابى طالب از

--> « 1 » - از احكام زنان مهاجر آن است كه : اگر زنى از كفّار به مسلمين ملحق شد ابتداء او را امتحان نموده و سوگندش مىدهند كه بغض شوهر او را به هجرت وادار نكرده چنانچه عشق و علاقه به مرد مسلمانى او را به دار الاسلام نكشانده بلكه صرفا به خاطر اسلام پناهنده به مسلمين شده است و پس از خوردن چنين سوگندى امام مسلمين مهريّه اش را به شوهرش كه در دار الكفر مانده مىپردازد ، حال اگر زنى از مسلمين به كفّار ملحق شد حكم آن است كه بر امام عليه السّلام واجب است مهريّه و هزينه هايى را كه شوهرش متحمّل شده را به شوهر بپردازد اعم از آنكه غنائمى از كفّار به دست آمده يا به دست نيامده است و مدرك اين حكم آيه شريفه * ( « وَإِنْ فاتَكُمْ شَيْءٌ مِنْ أَزْواجِكُمْ » است و سبب نزول آن اين بود كه عمر بن خطاب شوهر قاطبه دختر ابى اميّه بود و وقتى عمر از بلاد شرك هجرت نمود و به دار الاسلام ملحق شد همسرش از مهاجرت با او كراهت داشت و نيامده و معاويه با او ازدواج كرد ، حق تعالى رسولش را امر فرموده كه مهريّه او را به عمر بدهند .